پرنیا جونپرنیا جون، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره
نیمانیما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره

♡♡پرنیا ملکه ی شهر عشق♡♡

این جملات رو دوست دارم...

اگر بچه ها هر طور زندگی کنند آن را یاد می گیرند. اگر بچه ها با انتقاد زندگی کنند ،انتقاد کردن را یاد می گیرند اگر بچه ها با خصومت زندگی کنند ،جنگیدن را یاد می گیرند اگر بچه ها مسخره شوند ،خجالتی می گردند اگر بچه ها شرمنده شوند،احساس گناه می کنند اگر بچه ها با شکیبایی زندگی کنند،صبر کردن را یاد می گیرند اگر بچه ها مورد تعریف و تحسین قرار گیرند،تشکر کردن را می آموزند اگر بچه ها تصدیق وتایید شوند ،می آموزند خودشان را دوست بدارند اگر بچه ها منصفانه زندگی کنند ،عدالت را می آموزند اگر بچه ها با مهر بزرگ شون ،احترام را یاد می گیرند اگر بچه ها با احساس امنیت خاطرزندگی کنند ،به خودشان واطر...
31 خرداد 1391

ویژه نامه...

همسرم متشکرم برای ... 9ماه صبوری که واقعا کمکم کردی تا این روزگار پر از استرس راحتتر بگذرد به خاطر تمام وقتی که پای من گذاشتی وبا خنده هات به من قوت قلب دادی به خاطر تمام لحظه هایی که با بردباریاز کنار بهانه گیری های من گذشتی به خاطر تمام کمک های کوچک وبزرگت ممنون به خاطر شادی که هر روز به خونه میاری متشکرم به خاطر اینکه تلاش می کنی که بهترین ها رو به من بدی سپاس به خاطر گذشتی که در برابرم داری و داشتی ممنون به خاطر زندگی که به من بخشیدی تشکر می کنم همسر خوبم از اینکه همیشه پشتم و شریکم بودی سپاس دوستت دارم یه دنیا شایدم بیشتر ...
31 خرداد 1391

واکسن چهار ماهگی...

به پایان چهار ماهگیت رسیدیم وامروز صبح ساعت 7با بابایی و مامان جون رفتیم واکسن بزنی الهی فدات بشم مامانی کاش می شد من به جای تو واکسن می زدم . خلاصه واکسنت رو زدیموجیگر من یه کوچولو گریه کرد بعدش رفتیم خونه ی مامان جون و چند تا قطره استامنوفن بهت دادم و بعدش یه خواب ناز رفتی و تا دو روز همینطور تب می کردی و بعدش خوب شدی ...
31 خرداد 1391

ا،غ

پرنیای ناز ما اولین بار ساعت ده دقیقه به 12 ظهر 1391.2.29 جمعه که من پیشش نبودم و جیگر مامان داشت تلویزیون می دید غلت زد وما رو غرق شادی کرد. فدای اون چشمات بشم که بعداز این غلت با تعجب نگاهم می کردی. ...
31 خرداد 1391

اولین ها...

      اولین تولد: اولین گریه:موقع تولد اولین حمام:یک روز بعداز تولد اولین مهمانی:خونه مامان جون اولین جشن تولد:تولد هستی عمو سعید1391.10.14 اولین لبخند: اولین ناخن گرفتن:روز 5 تولد   ...
31 خرداد 1391

مراسم گل غلتان پرنیا خانم....

یکی از رسوم سنتی به جای مانده از گذشته در مناطق مختلف کشورمان آئین گل غلتان نوزاد در اولین بهار زندگی او می باشد بر اساس این آئین تنی چند از زنان فامیل برای چیدن گل به میان باغ ها و مزارع رفته و باذکر صلوات و خواندن ابیاتی به شرح زیر اقدام به جمع آوری گل برای اجرای مراسم گل غلتان نوزاد می نمایند. همه کوه وکمر بی تو داره یا محمد     کدوم گل قامت روی تو داره یا محمد همون ماهی که از کوه می زنه سر     نشان طاق  ابروی  تو  داره یا محمد پس از جمع آوری گل که غالبا در ساعات آغازین صبح صورت می گیرد گلهای چیده شده را به خانه آورده وپرپر می کنند سپ...
31 خرداد 1391